ميخواهم بگويم ......
فقر همه جا سر ميكشد .......
فقر ، گرسنگي نيست ، عرياني هم نيست ......
فقر ، چيزي را " نداشتن " است ، ولي ، آن چيز پول نيست ..... طلا و غذا نيست .......
فقر ، همان گرد و خاكي است كه بر كتابهاي فروش نرفتهء يك كتابفروشي مي نشيند ......
فقر ، تيغه هاي برنده ماشين بازيافت است ، كه روزنامه هاي برگشتي را خرد ميكند ......
فقر ، كتيبهء سه هزار ساله اي است كه روي آن يادگاري نوشته اند .....
فقر ، پوست موزي است كه از پنجره يك اتومبيل به خيابان انداخته ميشود .....
فقر ، همه جا سر ميكشد ........
فقر ، شب را " بي غذا " سر كردن نيست ..
فقر ، روز را " بي انديشه" سر كردن است ..
دکتر علی شریعتی
۱۳۸۹ مرداد ۲۵, دوشنبه
۱۳۸۹ مرداد ۲۲, جمعه
کووساوا

زندگینامه
آکیرا کوروساوا در سال 1910 در توکیو متولد شد .« سه خواهر و سه برادر بزرگتر داشتم و در نتیجه در میان هفت بچه ی خانواده آخری بودم هم بچه ننه بودم ، هم شیطان و در عین حال کودن هم بودم . درست بعد از جنگ فیلم بچه های فراموش شده ی هیروشی ایناگاکی را دیدم و در آن ، بچه های زیادی بودند که مرا به یاد خودم انداختند نه به این دلیل که واقعا کودن بودم ، شاید به شکلی غیر عادی آرام و مطیع بودم .» «ما ادوکو بودیم (نسل سوم توکیوییها) یعنی توکیویی اصیل» (اکیراکوروساوا- دانلد ریچی ص 17)
او زمانی که احساس کرد باید روی پای خودش بایستد به آگهی استخدام شرکت plc برای شرکت در امتحان شغل دستیار کارگردانی نظرش جلب شد ، اول نیز اشتیاقی نداشت ولی از نظر شغل این کار را انتخاب کرد. تنها استاد کوروساوا در plc کاجیرو یاماماتو بود. البته کوروساوا نا آشنا با هنر نبود او در هنر نقاشی نیز مهارت داشت او میگوید:« حوالی سال 1927 ، موقعی که دیگر داشتم از دبیرستان فارغ التحصیل میشدم،تصمیم گرفتم نقاش شوم و در مدرسه دوشوشا ، که ویژه نقاشی غربی بود، اسم نویسی کردم. در کلاس به تدریج در نقاشی مهارت پیدا کردم و دوبار کارهایم برای نمایشگاه بزرگ نیکا پذیرفته شد.»(کوروساوا-ریچی ص18)
کوروساوا فراوان مطالعه میکرد و ذوق ادبی داشت. او با نیرو و تلاشی خستگیناپذیر به نوشتن فیلمنامه پرداخت و تا سال ۱۹۴۳ برای حدود ۵۰ فیلم سناریو نوشت. کوروساوا رضایت تهیهکنندگان را جلب کرد و در سال ۱۹۴۳ موفق شد اولین فیلم خود را به نام 'داستان جودو'(سانشیرو سوگاتا) کارگردانی کند. این فیلم او را به عنوان کارگردانی بااستعداد در سینمای ژاپن مطرح کرد. پس از جنگ و اشغال کشور توسط نیروهای آمریکایی، صنعت سینمای ژاپن دگرگون شد، اما کوروساوا توانست به کار خود ادامه دهد.
تا پیش از 'راشومون' (۱۹۵۱) کوروساوا یازده فیلم سینمایی کارگردانی کرده بود، اما با این فیلم بود که نگاهها را در سراسر جهان خیره کرد. این فیلم تحولی بود بنیادین نه تنها در کار کوروساوا ، بلکه برای سینمای ژاپن که تا آن زمان در غرب چندان شناخته نبود. نمایش این فیلم در جشنواره سینمایی ونیز بیتردید رویدادی تعیینکننده بود. فیلم جایزه 'شیر طلایی' فستیوال را برنده شد.
با 'راشومون' تماشاگران غربی از کمال فنی و قدرت بیان فیلمی از ژاپن شگفتزده شدند. بسیاری از سینمادوستان برای نخستین بار دریافتند که در ژاپن صنعت سینمایی توانا و مجهز وجود دارد که اینک بزرگترین چهره آن اکیرا کوروساوا است.
راشومون یک داستان قدیمی را با فرم روایتی پیچیده و چندلایه روایت میکند، بدون آن که لحظهای به پراکندگی دچار شود. چفت و بست فیلم محکم، صحنههای آن همبسته و ترکیب نهایی آن بینهایت منسجم است. فیلم با زبانی کاملا تصویری، از چند درباره یک دیدگاه و زوایای گوناگون قتل بیرحمانه گزارش میدهد.
پس از پخش جهانی 'راشومون'، سینمادوستان نه تنها در ژاپن، بلکه در سراسر جهان، برای نمایش هر فیلم کوروساوا انتظار میکشیدند.
کوروساوا در مدت پنجاه سال کار در زمینه کارگردانی 30 فیلم کار گردانی کرده است.
اشتراک در:
پستها (Atom)